نقش دوستی

 

من راوی حکایت بود و نبوده ام

فریاد پر سکوت سرود ستوده ام

جزنقش دوستی که نشاید  زدل سترد

هر نقش را ز دفتر خاطر زدوده ام

گر پای فخر بر سرعالم نهم سزاست

چون سر بر آستان زبونان نسوده ام

افزوده گشت زحمت و ازمحنتم نکاست

گر کاستم ز عمر و به زحمت فزوده ام

طرفی ز آزمون جهان بر نبسته ام

خود را هزار بار اگر آزموده ام

دیوانگی نگر که به رغم گشایشی

عمریست حلقه کوب در ناگشوده ام

دیگر ز کشتزار حیاتم امید نیست

تا کاشتم امید ، ندامت دروده ام

جز وحشت و ندامت و کابوس و غم نبود

گاهی اگر به یاد نگاهی غنوده ام

دودی چرا ز سوختنم خیز بر نداشت

هر چند دودزارتر ازچوب پـوده ام

لب دوختم ز وصف بدخشان و لعل آن

تا بوی مهر از لب لعلی شنوده ام

سی سال داغ محنت و آواره زیستن

در آسیای جنگ و جنون کرد سوده ام

یک دم زیاد دخمه ی خونین من نرفت

در هر سخن که گفتم و هرچه سروده ام

/ 5 نظر / 29 بازدید
شعر زلال

قابل توجّه زلالسرایان، علاقمندان، محققین، اساتید ، دانش آموزان و دانشجویان عزیز ادبیّات *** فروش استثنائی مقداری از کتاب « اولین های شعر زلال » به میمنت ظهور این ژانر جهانی و فرا رسیدن دوم بهمن ماه ( روز تولد شعر زلال ) با سلام و احترام فراوان، بروزیم با توضیحات دقیق و نمونه ای از زلالها http://www.sherezolal101.blogfa.com/

دختر رؤیایی

دیدین بعضی از آدما دوستانشون رو تقسیم بندی میکنند! عده ای هستند که مثل گذشته فراموش میشن...از یاد میرند... اما عده ای هستند که همیشه جاوید می مانند...در ذهن...مثل تاریخ... شما از دستۀ دوم هستید... تمایل داشتید به من سر بزنید... سپاس فراوان***[گل]

سیدظاهرموسوی

درود به شما خیلی عالی بود شما در کبله ام لینک هستید ولی خودم را این جا لینک ندیدم عزیز